نقطه تاریک مدل های زبان بزرگ LLMs مصرف منابع ارزشمند
در این مطلب، ابعاد مختلف نقطه تاریک مدلهای زبان بزرگ (LLMs): مصرف منابع ارزشمند را بررسی خواهیم کرد.
ریچ گادومسکی (Rich Gadomski)، مدیر فروشرسانی کانال و توسعه کسبوکار اخیر در FUJIFILM North America Corp.، به TechRepublic بیان کرد: «با ظهور هوش مصنوعی، تقاضاها بر زیرساختهای فناوری دادهها، از جمله ذخیرهسازی، توان و خنکسازی، به سرعت در حال تشدید است. این تقاضاها فشار زیادی برای کنترل هزینهها، کم شدن مصرف انرژی و به حداقل رساندن ردپای کربن ایجاد میکنند.»
این امر نگرانیهای جدی را در مورد مصرف انرژی و آب رشد داده است. سام آلتمن (Sam Altman)، مدیرعامل OpenAI، در مدت اخیرً تلاش کرد تا این ترسها را با بیان کردن اینکه میانگین یک جستجو 10 برابر کمتر از برآوردهای قبلی انرژی مصرف میکند (0.34 وات ساعت و 0.000085 گالن آب) از بین ببرد.
اما با 2.5 میلیارد جستجو در روز، این تقریباً به یک میلیارد وات ساعت میرسد، که برای تأمین برق یک میلیون به مدت یک ساعت کافی است. این حجم روزانه در ادامه تقریباً یک چهارم میلیون گالن آب مصرف میکند. این مقدار زیادی برق و آب است، در زمانی که شرکتهای آب و برق و کشورها توانایی کمتری برای تأمین آن دارند.
سوال اکنون این است که آیا استراتژیهای دادهای هوشمندانهتر میتوانند از خارج شدن تقاضای منابع هوش مصنوعی از کنترل جلوگیری کنند.

یکی از استراتژیهای مؤثر برای نزول مصرف انرژی و آب، ایجاد ردیفهای داده (Tiering) است.
به عنوان مثال، سازمانی را در نظر بگیرید که در حال راهاندازی یک مدل زبانی LLM داخلی است. این مدلها معمولاً بسیار کوچکتر از مدلهایی مانند ChatGPT هستند. اما میتوان ساختاری ایجاد کرد که در آن دادههای خاص همیشه از طریق جستجوها قابل دسترسی باشند، در حالی که دادههای دیگر ممکن است در یک ردیف دادهای پایینتر و کمی کندتر قرار گیرند.
شاید تمام دادههای دو سال گذشته، همراه با سایر دادههای کلیدی مرتبط با سازمان، بلافاصله در دسترس باشند. هر چیز دیگری به یک ردیف پایینتر یا آرشیو منتقل میشود. اگر یک جستجوی خاص دادههایی را در ردیف پایینتر یا آرشیو هدف قرار دهد، پاسخ ممکن است تنها چند دقیقه به تأخیر بیفتد.
گادومسکی، که علاوه بر این یکی از رؤسای Active Archive Alliance است، میگوید: «سازمانها باید از پروژههای دادهای کوتاهمدت و واکنشی به سمت معماریهای دادهای استراتژیک و پایدار حرکت کنند.»
او از آرشیو فعال (Active Archiving) به عنوان یک راهحل برای مدیریت هوشمند دادهها در عصر هوش مصنوعی حمایت میکند. آخرین معماریهای آرشیو در حال تبدیل آنها از مخازن قدیمی و به ندرت مورد دسترسی دادههای قدیمی به منابعی پویاتر هستند که میتوانند ارزشی فراتر از انطباق (Compliance) به سازمان اضافه کنند.
آنچه زمانی دادههای منسوخ یا صرفاً تاریخی در نظر گرفته میشد، اگر مدلهای هوش مصنوعی بتوانند برای کشف بینشهایی که قبلاً نادیده گرفته شده بودند، به آن دسترسی پیدا کنند، میتواند ارزش بالایی داشته باشد.
به بیان داده گادومسکی، حداقل 80 درصد از دادههای دیجیتال را میتوان به عنوان کمفعالیت یا جامعاً غیرفعال طبقهبندی کرد.
اگر موتور هوش مصنوعی مجبور باشد برای هر جستجو در تمام این دادهها غوطهور شود، به معنای 80 درصد اتلاف توان و آب است. با نگهداشتن آن دادهها در یک آرشیو فعال تا زمانی که برای یک جستجوی خاص مورد نیاز باشند، میتوان یک فرورفتگی قابل توجه در مشکل مصرف منابع هوش مصنوعی ایجاد کرد.

برای برخی سازمانها، یک سیستم ردیفبندی پیچیده شامل ذخیرهسازی در حافظه (In-Memory Storage)، SSDها، دیسک، فضای ابری (Cloud)، نوار (Tape) و ذخیرهسازی نوری (Optical Storage) خواهد بود. با پایین آمدن در سلسله مراتب داده، زمان دسترسی کم شدن مییابد. اما حتی دادههای ذخیره شده در سیستمهای نوار آنلاین و خودکار نیز با تازهترین نرمافزار آرشیو فعال، میتوانند در عرض چند دقیقه قابل دسترسی باشند.
گادومسکی میگوید: «آرشیو فعال محدودیتهای آرشیوهای فیزیکی سنتی را برطرف میکند و زمان دسترسی با سرعت به سیستمهای ذخیرهسازی ثانویه (آرشیو) را فراهم میسازد. این یک مزیت برای گردش کار مرتبط با هوش مصنوعی است.»
به سازمانهایی که مایلند اهداف هوش مصنوعی خود را با برنامههای پایداری در حال انجام هماهنگ کنند، توصیه میشود که توجه ویژهای به تعداد پارامترهایی که LLMs آنها در هر زمان نیاز به دسترسی دارند و اینکه کدام پارامترها را میتوان برای مواقعی که آن دادهها برای حل جستجو ضروری هستند، نزدیک نگه داشت، داشته باشند.

گادومسکی حاصل گرفت: «دادهها در یک آرشیو فعال همیشه آنلاین و به راحتی قابل دسترسی هستند و قابلیت بازیابی و تجزیه و تحلیل سریعتر را در صورت نیاز فراهم میکنند، و باعث حفظ ذخیرهسازی اولیه گرانبها، با کارایی بالا و پرمصرف انرژی میشوند.»
در جای دیگر، طرح سهگانه تازه Salesforce برای آب در مراکز داده مشخص میکند که چگونه هایپراسکیلرها (Hyperscalers)، رشد هوش مصنوعی را به اهداف سختگیرانهتر کارایی و حفظ منابع گره میزنند. این شرکتها، به عنوان پیشتازان مصرف منابع، مسئولیت دارند تا استانداردهایی را برای پایداری در مقیاس بزرگ تعیین کنند، و این مشخص میکند که آینده هوش مصنوعی باید لزوماً یک آینده “سبزتر” باشد.
سوالات متداول
چرا نقطه تاریک مدلهای زبان بزرگ (LLMs): مصرف منابع ارزشمند اهمیت دارد؟
این موضوع در روزهای اخیر مورد توجه رسانهها و مخاطبان قرار گرفته است.
آیا این خبر بروزرسانی میشود؟
در صورت انتشار اطلاعات جدید، این گزارش نیز بروزرسانی خواهد شد.
از کجا میتوان اخبار جدید نقطه تاریک مدلهای زبان بزرگ (LLMs): مصرف منابع ارزشمند را دنبال کرد؟
آخرین اطلاعات منتشر شده در همین صفحه بهروزرسانی خواهد شد.
