5 توزیع پیشگام لینوکس که در سکوت به تاریخ پیوستند
در حالی که برخی از توزیعهای لینوکس (Linux Distros) توانستهاند در برابر آزمون سخت زمان مقاومت کنند و همچنان به حیات خود ادامه دهند، برخی دیگر در حاشیه مسیر جا ماندهاند و اکنون تنها در خاطرات و یاد کاربران قدیمیشان زنده هستند.
در دنیای فناوری، هیچچیز تا ابد دوام نمیآورد، و سیستمعاملها نیز از این قاعده مستثنی نیستند. اکوسیستم لینوکس به دلیل ماهیت متنباز خود، همواره در حال تجامع، انشعاب (Forking) و تغییر است. این مقاله نگاهی خواهد انداخت به پنج توزیع لینوکس که در زمان خود خصوصیتهای بسیار نوآورانهای را ارائه دادند، اما به دلایل مختلف، دیگر در دسترس نیستند و به بخشی از تاریخ پیوستهاند.
این روزها توزیعهای «زنده» (Live Linux) بسیار رایج و متداول هستند. محبوبیت آنها به این دلیل است که به شما اجازه میدهند پیش از آنکه متعهد به نصب دقیق سیستمعامل روی هارد دیسک خود شوید، یک توزیع را از طریق فلش USB اجرا کنید تا ببینید آیا با سختافزار شما سازگاری دارد یا خیر. اما توزیع Yggdrasil Linux/GNU/X اولین پروژهای بود که یک سیستم عامل لینوکس مفصل را معرفی کرد که میتوانستید آن را مستقیما از روی یک دیسک نوری (CD-ROM) اجرا کنید؛ آن هم در اوایل دهه 90 میلادی، زمانی که تمام این فناوریها برای کامپیوترهای شخصی (PC) بسیار نوین و حتی عجیب بودند. خواندن یک سیستمعامل گرافیکی از روی درایوهای نوری کندِ آن زمان، یک دستاورد فنی خیرهکننده محسوب میشد.
این توزیع، سیستم بسیار جامعتر و یکپارچهتری نسبت به ایمیجهای پایهای (Root-boot) بود که در آن زمان دست به دست میشد. در آن دوران، سیستمعامل DOS حاکم مطلق بازار بود و ویندوز به تازگی در حال تبدیل شدن به محیط عملیاتی برتر روی کامپیوترهای شخصی بود. شما میتوانستید سیستمهای مبتنی بر یونیکس (Unix) مانند Xenix را تهیه کنید، اما ارزش آنها به طرز وحشتناکی بالا بود. در چنین شرایطی، Yggdrasil یک راه آسان و در دسترس برای تجربه لینوکس با مبلغ نسبتا معقول 99 دلار به کاربران پیشنهاد میداد؛ هرچند اگر شما به عنوان یک برنامهنویس نرمافزاری توسعه میدادید که در این دیسک گنجانده میشد، میتوانستید آن را جامعا مجانی دریافت کنید.
مانند Yggdrasil، توزیع Softlanding Linux System که به اختصار SLS نامیده میشد، یکی از اولین توزیعهای لینوکس بود که به صورت تجاری تولید و عرضه شد. این توزیع توسط توسعهدهندهای به نام پیتر مکدونالد (Peter MacDonald) در سال 1992 تأسیس شد؛ یعنی مدت کوتاهی پس از آنکه لینوس توروالدز (Linus Torvalds) در اواخر سال 1991 هسته (Kernel) اولیه لینوکس را در شبکه یوزنت (Usenet) معرفی کرد.
شعار تبلیغاتی این توزیع بسیار جالب بود: “فرودهای آرام برای فراریان از داس” (Gentle touchdowns for DOS bailouts). شما میتوانستید این سیستمعامل را روی CD-ROM یا نوارهای مغناطیسی سفارشاری کنید و یا ایمیجهای فلاپی دیسک آن را دانلود نمایید؛ هرچند برای یک نصب مفصل، به بیش از 30 فلاپی دیسک نیاز داشتید!
در حالی که SLS هسته لینوکس، ابزارهای GNU، سرور گرافیکی X Window System و سایر ابزارهای کاربردی (که همگی در زمان حاضره به استاندارد توزیعهای مدرن لینوکس تبدیل شدهاند) را ارائه میداد، اما به خاطر حجم بسیار زیاد باگها و خطاهای نرمافزاریاش به شدت بدنام بود. مکدونالد به نظر میرسید که زیر بار این پروژه غرق شده است، چرا که اساسا در تلاش بود تا یک سیستمعامل جامع را به تنهایی توسعه دهد.
ناامیدی و سرخوردگی پیرامون باگهای SLS، دقیقا همان دلیلی بود که باعث شد میراث آن در توزیعهای بهروزتری که افرادِ الهامگرفته از این شکست ایجاد کردند، زنده بماند. ایان مورداک (Ian Murdock) توزیع عظیم دبیان (Debian) را پایهگذاری کرد و پاتریک ولکردینگ (Patrick Volkerding) در واکنش به تسلط و باگهای فراوان SLS، توزیع اسلکور (Slackware) را خلق کرد. امروزه هر دو توزیع (دبیان و اسلکور)، قدیمیترین توزیعهای در حال پشتیبانی لینوکس هستند که هنوز هم در سطح وسیعی از جهان استفاده میشوند. ادیشن نهایی SLS در سال 1994 انتشار یافت و برای همیشه به اتمام رسید.
نام CentOS مخفف عبارت Community Enterprise Operating System (سیستمعامل سازمانی جامعهمحور) بود. این توزیع عملا یک کلون (ویرایش کپیشده) و متنباز از لینوکس تجاریِ Red Hat Enterprise Linux (RHEL) محسوب میشد. سنتاواس در سال 2004 وارد بازار شد؛ یعنی دقیقا پس از آنکه شرکت ردهت استراتژی تجاری خود را تغییر داد تا منحصرا روی سرورهای سازمانی تمرکز کند.
در حالی که توزیع «فدورا» (Fedora) جای ردهت لینوکس را برای کاربران دسکتاپ و علاقهمندان گرفت، CentOS به شدت برای راهاندازی سرورهای وب محبوب شد. دلیل این محبوبیت اصلا پیچیده نبود: کدهای منبع (Source code) مفصلا باز بودند و تیم CentOS لوگوها و نامهای تجاری ردهت را از روی کدهای RHEL پاک میکردند و ادیشنهایی را کامپایل میکردند که دقیقا مجانی، متنباز و از نظر باینری (Binary) با ردهت تطابق 100 درصدی داشتند. سنتاواس ویرایشهای RHEL را از نزدیک دنبال میکرد. این بدان معنا بود که اگر میخواستید کار با RHEL را یاد بگیرید، یک نسخه جدید مجانی و مفصلا کارآمد در اختیار داشتید، و شرکتهای کوچکتر و شرکتهای هاستینگ (Web Hosting) میتوانستند از پرداخت هزینههای سنگین لایسنس به شرکت ردهت فرار کنند.
در نهایت، ردهت به تلاشهای توسعهدهندگان CentOS پیوست، اگرچه رسما خود را از این توزیع جدا نگه میداشت. اما در یک حرکت غافلگیرکننده، ردهت در نهایت به عمر CentOS کلاسیک اتمام داد تا توزیعِ با انتشار پیوسته (Rolling release) به نام CentOS Stream را جایگزین آن کند. ردهت این ویرایش تازه را در «بالادست» (Upstream) لینوکس RHEL قرار داد؛ جایی که کاربران به کدهای نوینتر اما کمترتستشده دسترسی داشتند. بسیاری معتقدند که دلیل واقعی این کار، صعود تعداد قراردادهای پشتیبانی بود که ردهت میتوانست به کاربرانی بفروشرسانید که پیش از این از محصول اصلی آنها به صورت مجانی استفاده میکردند. درست مانند اتفاقی که برای SLS افتاد، این حرکت باعث انشعابها و شکافهای نوینی در دنیای لینوکس شد: توزیع Rocky Linux (با تکیه بر محبوبیت سنتاواس در محاسبات علمی) و علاوه بر این AlmaLinux از خاکستر سنتاواس متولد شدند. شرکت اوراکل (Oracle) نیز سیستمعامل Oracle Linux خود را (که آن هم مشتق شده از RHEL است) به کاربران ناراضیِ CentOS کلاسیک پیشنهاد داد. نسخه جدید CentOS Stream هنوز در دسترس است، اما اعتماد جامعه کاربران را از دست داده است.
سیستمعامل macOS اولین سیستم شبه یونیکس (Unix-like) نبود که اپل برای سختافزارهای خود توسعه داد. پیش از آن، سیستمعاملی به نام A/UX وجود داشت که اپل آن را از اواخر دهه 1980 تا نیمه اول دهه 90 میلادی به فروشرسانی میرساند و بر پایه کلاسیک System V بنا شده بود. در اواسط دهه 90، شرکت اپل با پروژه ناکام Copland که در باتلاقی از تأخیرهای توسعه گیر کرده بود و سیستمعامل کلاسیک مک که گرد و غبار پیری روی آن نشسته بود، به شدت به دنبال یک سیستمعامل بهروز میگشت.
در همان زمان، سر و صدای لینوکس در دنیای علوم کامپیوتر در حال رشد بود، اما همچنان عمدتا به عنوان یک هسته (Kernel) برای کامپیوترهای مبتنی بر معماری x86 در نظر گرفته میشد، نه برای کامپیوترهای مک اپل. در همین راستا، اپل توسعه توزیع MkLinux را به همراه «بنیاد نرمافزار باز» (Open Software Foundation) حمایت مالی کرد. توزیع MkLinux نه تنها یک ویترین و نمایش قدرت برای لینوکس بر روی پلتفرم PowerPC بود، بلکه شامل ریزهسته (Microkernel) معروف Mach نیز میشد که نام این توزیع از آن گرفته شده بود. این سیستم توانست توجه برخی از کاربران حرفهای مک را به خود جلب کند، اما اپل با بازگشت استیو جابز (Steve Jobs) به شرکت در اواخر دهه 90، در نهایت مسیر دقیقا متفاوتی را در پیش گرفت. جابز سیستمعامل اپل را به طور دقیق دگرگون کرد و آن را با سیستم مبتنی بر Mach به نام NeXTSTEP جایگزین کرد؛ سیستمی که به تدریج تدقیق یافت و به macOS مدرنی تبدیل شد که در زمان حاضر میشناسیم. جالب است بدانید که وبسایت رسمی MkLinux هنوز هم فعال است و ظاهرا از دوران حباب داتکام (.com) دستنخورده باقی مانده است؛ با همان پنگوئن رقصانِ سهبعدی و گرافیک نوستالژیک!
توزیع Yellow Dog Linux (YDL) یکی دیگر از پورتهای لینوکس برای پردازندههای PowerPC بود که بر پایه Red Hat Linux ساخته شد. همانند MkLinux، این توزیع در میان کاربرانِ فنی مک بسیار محبوب بود.
آنچه این توزیع را بسیار خاص کرد، توانایی آن برای اجرا روی برخی کنسولهای بازی مبتنی بر PowerPC مانند پلیاستیشن 3 (PlayStation 3) بود. سونی در ابتدا قابلیت نصب سیستمعاملهای دیگر (OtherOS) را در PS3 گنجانده بود و علاقهمندان به لینوکس توانستند از قدرت پردازشی معماری سلولی (Cell Architecture) این کنسول بهرهمند شوند. حتی دانشگاهها و ارتش آمریکا با اتصال چندین PS3 و استفاده از Yellow Dog Linux، ابررایانههای ارزاننرخ ساختند!
با این حال، همانطور که در مورد MkLinux اتفاق افتاد، تغییر استراتژی اپل در نهایت منجر به سقوط این لینوکس شد. اپل از معماری PowerPC به پردازندههای اینتل (Intel) و در نهایت از اینتل به پردازندههای اختصاصی خود (Apple Silicon) مهاجرت کرد. از سوی دیگر، شرکت سونی پس از هک شدن کنسول، توانایی نصب سیستمعاملهای دیگر روی PS3 را برای همیشه از کار انداخت. با از دست رفتن این پلتفرمهای کلیدی، توزیع Yellow Dog نیز به پایان کار راه رسید. البته، مدیر بسته اختصاصی این توزیع یعنی YUM در سایر توزیعهای مبتنی بر ردهت پذیرفته شد، تا اینکه در نهایت توسط DNF جایگزین گردید.
اگرچه مرگ و توقف توسعهی یک توزیع لینوکس همواره برای جامعه کاربران آن ناراحتکننده است، اما به لطف ماهیت باز و شفاف (Open-source) لینوکس، کدهای منبع و ایدههای پشت این سیستمعاملها هرگز واقعا نمیمیرند. وقتی توسعهدهندگان و کاربران به سراغ توزیعهای تازه کوچ میکنند، دانش و مفاهیم بنیادین پروژههای قبلی به حیات خود ادامه داده و در کالبد نرمافزارهای مدرنتر متبلور میشوند.
آیا تا به حال تجربه استفاده از هیچیک از این توزیعهای قدیمی لینوکس را داشتهاید یا مایل هستید درباره تاریخچه توزیعهای فعلی (مانند اوبونتو یا دبیان) بیشتر بدانید؟
